چشم من، بیا منو یاری بکن
گناهام خشکیده شد، کاری بکن
غیر گریه، مگه کاری میشه کرد
کاری از ما نمیاد، زاری بکن
اون که رفته دیگه هیچوقت نمیاد
تا قیامت دل من گریه می خواد
هرچی دریا رو زمین داره خدا
با تموم ابرای آسمونا
کاشکی میداد همه رو به چشم من
تا چشمام به حال من گریه کنه
اون که رفته دیگه هیچوقت نمیاد
تا قیامت دل من گریه می خواد
قصه ی گذشته های خوب من
خیلی زود مثل یه خواب تموم شدن
حالا باید سر رو زانوت بذارم
تا قیامت اشک حسرت ببارم
دل هیچکی مثل من غم نداره
مثل من غربت و ماتم نداره
حالا که گریه دوای دردمه
چرا چشمم اشک شوق کم میاره
خورشید روشن ما روز دیدم
زیر اون ابرای سنگین کشیدم
همه جا رنگ سیاه ماتمه
فرصت موندمون خیلی کمه
اون که رفته دیگه هیچوقت نمیاد
تا قیامت دل من گریه می خواد
سرنوشت چشاش کوره نمی بینه
زخم خنجرش می مونه تو سینه
لب بسته، سینه ی غرق به خون
قصه ی موندن آدم همینه
اون که رفته دیگه هیچوقت نمیاد
تا قیامت دل من گریه می خواد
به نام خدا
۱. زنگ تفریح دنیا ، گذرا می باشد . زنگ بعد ، حساب داریم !!
۲. در طوفان حوادث، با خدا بودن کارگشاست نه " ناخدا بودن"
۳. امروز اولین روز از باقیمانده عمر ماست ...
۴. "حرف خوب زدن" مهم تر است از "خوب حرف زدن"
۵. با هر نفس ، یک گام به لحظه مرگ نزدیکتر می شویم !!
۶. هرگز " امید" را از کسی سلب نکن ؛ شاید این تنها چیزی است که دارد
۷. قاضی روز جزا، "خود" ، شاهد اعمال ماست.
به نام او.....
وبعد از رفتنت ...
شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانی
تو را با لهجه ء گلهای نیلوفر صدا کردم
تمام شب
برای با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم
پس از یک جستجوی نقره ای در کوچه های آبی احساس
ترا ازبین گلهایی که در تنهاییم رویید با حسرت جدا کردم
وتو در پاسخ آبی ترین موج تمنای دلم گفتی :
دلم حیران و سرگردان چشمانی ست رویایی
همین بود آخرین حرفت
ومن بعد ازعبور تلخ و غمگینت
حریم چشمهایم رابرروی اشکی از جنس غروب ساکت و نارنجی خورشید وا کردم
چرا رفتی ، نمیدانم چرا...
شاید خطا کردم...؟!
تقديم به اون کسيکه حرفمو نفهميد
کنار هر قطره اشکم
هزار خاطره دفنه
اینقدر خاطره داری
که گویی قدر یک حرفه
گلوم میسوزه ازعشقت
عشقی که مثه یک زهره
ولی بی عشق تو هردم
خنده بالبهای من قهره
درسته با منی اما
بی این بودن نیازارم
تو که حتی با چشماتم
نمیگی هم دوستت دارم
اگه گفتی دوستت دارم
فقط واژه لبهات بود
مگر نه رنگ خودخواهی نشسته توی چشمات
هر چی عشقه توی دنیا
من میخواستم مال ما شه
اما تو هیچ وقت نزاشتی
بینمون غصه نباشه
فکر میکردم با یه بوسه
باتو همخونه میمونم
نمیدونستم نمیشه
اخه بی تو نمیتونم
گله میکنم به دستات
ازتو که اینهمه بیرحمی
هزار بار مردم از عشقت
تو که هیچ وقت نمیفهمی
گله میکنم به دستات
از تو که اینهمه بیرحمی
هزار بار مردم از عشقت
تو که هیچ وقت نمیفهمی
چشام همزاد اشکوخون
دلم همسایه آهه
زمونه گرگو
عشق تو
شبیه مکر روباهه
شدم چوپان ساده لوح
کنار گله احساس
چه رسمی داره این گله
سر چنگال گرگ دعواست
تو اینقد خواستنی هستی
که این گله نمیفهمه
اگه لبخند به لب داری
دلت از سنگ وبیرحمه
ببخش خوبم
اگه این عشق
کینه تورو روکرد
نفرین به دل ساده
که به چنگال تو خو کرد
هر چی عشقه توی دنیا
من میخواستم مال ما شه
اما تو هیچ وقت نزاشتی
بینمون غصه نباشه
فکر میکردم با یه بوسه
باتو همخونه میمونم
نمیدونستم نمیشه
اخه بی تو نمیتونم
گله میکنم به دستات
ازتو که اینهمه بیرحمی
هزار بار مردم از عشقت
تو که هیچ وقت نمیفهمی
گله میکنم به دستات
از تو که اینهمه بیرحمی
هزار بار مردم از عشقت
تو که هیچ وقت نمیفهمی
تو که هیچ وقت نمیفهمی
تو که هیچ وقت نمیفهمی
بنام اونیکه ،من وقتی دیگران تنهام گذاشتن، تنهام نذاشت
چرا دنیا پرازحادثه های وارونست؟
عاشق کسی میشی ،که عاشقی نمیدونه
من به دنبال تو و تو بدنبال کس دیگه
هیچ کدوم ازما دوتا ،به اون یکی راست نمیگه
من واسه چشمای نازنین تو ،یه دیوونه ام
من دوستت دارم، من دوستت دارم، ولی علتشو نمیدونم
حالا که میخوای بری، حالا که میخوای بری ،بزار نگاهت بکنم
چون یه بار دیگه میخوام، این دلو ساکت بکنم
یه چیزی فقط بزار ،یه چیزی فقط بزار ،روز تولدت
هدیمو بیارم ،بدم دست خودت
آدما فکر میکنن شاعرا خیلی غم دارن
کاشکی فقط همین بود، اونا خیلی چیزارو کم دارن
عاشق کسی میشن که عاشقاش فراوونه
بین انتخاب عشقش ،عمریه که حیرونه
اونی رو که دوست داری، چرا تورو دوست نداره
شایدم دوست داره، ولی به روش نمیاره
بنام حضرت دوست، که هر چه دارم از اوست
تنها در میان تن ها چه عاشقانه مانده ام
در بیهودگی انتظار پیوستن به تو چه بی صبرانه مانده ام
چه خوانا دوری ات را بر سردر خانه نوشته اند
و من در نخواندن آن چه پافشارانه مانده ام
چه بسیار است دورویی ها , فراموش کردن ها و گسستن ها
و من در این هم همه, چه صادقانه مانده ام
رفیقان همه با نا رفیقی خود رفتند
من هنور با آنان چه دوستانه مانده ام
خاستگاه من کجاست که من آن جا قنودن خواهم
من در پیچودن راه چه عاجزانه مانده ام
من در میان تن ها چه عاشقانه مانده ام
با یک شکلات شروع شد, من یه شکلات گذاشتم تو دستش, اونم یه شکلات گذاشت تو دست من,
من بچه بودم, اونم بچه بود ,سرمو بالا کردم ,اونم سرشو بالا کرد, دید که منو می شناسه, خندیدم,
گفت: دوستیم؟ گفتم: دوسته دوست .
گفت: تا کجا , گفتم: که دوستی تا نداره .
گفت: تا مرگ , خندیدمو گفتم: من که گفتم تا نداره .
گفت: باشه تا پس از مرگ, گفتم: نه نه نه نه تا نداره .
گفت: قبول تا اونجا که همه دوباره زنده میشن, یعنی زندگی پس از مرگ بازم با هم دوستیم
تا بهشت تا جهنم تا هرکجا که باشه ما تو با هم دوستیم, خندیدم و گفتم: تو براش تا هرکجا که دلت می خواد
یه تا بزار اصلا یه تا بکش از سر این دنیا تا اون دنیا اما من اصلا براش تا نمیزارم .
نگاهم کرد, نگاهش کردم, باور نمی کرد, می دونستم او می خواست حتما دوستی ما تا داشته باشه دوستی بدون تا رو نمی فهمه .
گفت: بیا برای دوستیمون یه نشونی بزاریم, گفتم: باشه تو بزار.
گفت: شکلات .هر بار که همدیگر رو میبینیم یه شکلات مال تو یه شکلات مال من باشه, گفتم: باشه.
هر بار یه شکلات می گذاشتم تو دستش, اونم یه شکلات تو دست من ، باز همدیگر رو نگاه میکردیم یعنی اینکه دوستیم دوست دوست .
من تندی شکلاتم رو باز می کردم میذاشتم تو دهنم و تندتند می مکیدم ,می گفت: شکمو تو دوست شکموی منی
شکلاتشو می ذاشت تو یه صندوقچه کوچولوی قشنگ .می گفتم: بخورش, می گفت: تموم میشه می خوام تموم نشه برای همیشه بمونه .
صندوقش پر از شکلات شد هیچ کدومشو نمی خورد من همشو خورده بودم
گفتم: اگه یه روز شکلاتهاتو مورچه ها یا کرمها بخورن اونوقت چی کار میکنی ؟
گفت: مواظبشون هستم می گفت: می خوام نگه شون دارم تا موقعی که دوست هستیم و من شکلاتهامو می ذاشتم تو دهنم و می گفتم نه نه نه تا نداره ,دوستی که تا نداره .
یکسال ، دوسال ، پنج سال ، ده سال ، بیست سالش شده بود اون بزرگ شده بود منم بزرگ شدم,
من همه شکلاتهامو خوردم اون همه شکلاتهاشو نگه داشته
اون اومده تا امشب خداحافظی کنه می خواد بره، بره اون دور دورا می گه می رم ولی زود بر میگردم ,من که میدونم می ره و بر نمیگرده, یادش رفت شکلات به من بده من که یادم نرفته یه شکلات گذاشتم تو دستسش گفتنم: این برای خوردنت یه شکلات هم گذاشتم کف اون دستش اینم آخرین شکلات برای صندوق کوچیکت یادش رفته بود که صندوقی داره برای شکلاتهاش هر دوتا رو خورد ,خندیدم می دونستم دوستی من تا نداره می دونستم دوستی اون تا داره . مثل همیشه خوب شد همه شکلاتهامو خوردم اما اون هیچ کدومشو نخورده حالا با یه صندوق پر از شکلات های نخورده چی کار می کنه ؟
این دیگه فکر نداره وقتی میشنوی می گن تو برو باهام نمون حتی اسممو نیار اگه یه شب دیگه زیر بارونا قدم زدی بدون که تمام فکر من پیش تو بود مثل تو، مثل تو زندگیم هیچ کس نبود ...
به نام او که ...
تنهایم!
تنهاتر از همیشه...
تنهاتر از کوه...
تنهاتر از زمین...
تنهاتر از آسمان...
تنهاتر از دریا...
تنهاترازدنیا...
تنهاتر از عشق...
تنهاتر ازمرگ...
تنهایم!
بیا و بگذار سرم را روی شانه هایت بگذارم می خواهم دیگر تنها نباشم.
می خواهم این بار که می گریم اشکهایم جای امنی داشته باشند در آغوش تو.
می خواهم تنهایی ام را تنها بگذارم.
اما تنهاااااااااایم!!!
به نام تک نوازنده ی عشق
هر کی دلت را شکست صداشو درنیار، یه روز دلش می شکنه ، صداش در میاد.
هوادار کسی باش که اگه حتی در ساده ترین لباس حاضر باشه تورو به دنیا نشون بده و بگه این دنیای منه.
عاشق شدن مثل جیش کردن تو شلوار می مونه که همه متوجه می شن ولی گرماشو فقط خودت حس می کنی.
دوست داشتن همیشه گفتنی نیست،گاه سکوت است ، گاه نگاه.
مثل باران نباش که با منت خودت را به شیشه بکوبی، ابر باش تا منتظر باریدنت باشند.
هرچه بیشتر بمونی رفتنت سخت تر میشود و وقتی هم که رفتی جای پایت برای همیشه به جا میماند.
فراموش شدگان هیچ وقت فراموش کنندگان رو فراموش نمی کنند.
زندگی چیست ؟
اگر خنده است چرا گریه میكنیم ؟
اگر گریه است چرا خنده میكنیم ؟
اگر مر گ است چرا زندگی می كنیم ؟
اگر زندگی است چرا می میریم ؟
اگه عشق است چرا به آن نمی رسیم ؟
اگه عشق نیست چرا عاشقیم؟
دعای روز تنهایی
بارالهی آنکه در تنهاترین تنهاییم، تنها کسم ، تنهای تنهام گذاشت،
به حق تنهاییت، در تنها ترین تنهاییش، تنهای تنهایش نگذار
آمین

